((چگونه بدون اینکه والدین سختگیری باشیم، فرزندان موفقی تربیت کنیم. ))

×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 759
((چگونه بدون اینکه والدین سختگیری باشیم، فرزندان موفقی تربیت کنیم. ))
سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 02:49 برای نظر دادن اولین باش!
((چگونه بدون اینکه والدین سختگیری باشیم، فرزندان موفقی تربیت کنیم. ))
اکثر معیارها و تعاریف " والدین شایسته بودن" که از سوی جامعه بر ما تحمیل میشود، کودکان را دچار سردگمی و والدین را دچار این اضطراب می کند که آیا به میزان لازم در زندگی و آموزش فرزندان، در طول دوران رشدشان شرکت می کنند؟
در این حالت والدین یک سری پیش فرض ها و الگوها از کودک موفق دارند و دائم فرزندانشان را با توجه به این پارامترها کنترل می کنند، با همان سخت گیری که امنیت، گرسنگی و تشنگی شان را کنترل میکنند.
رویای کامل و بی نقص بودن ، علاقه مندی صرف به نتیجه عمل و اهمیت دادن به نظر دیگران برای این دسته از والدین دلایل اصلی اصرار آنها به شرکت فرزندانشان در کلاس ها، فعالیت ها و رقابت های مختلف است.
این در حالی است که به واقع کودکان موفق تر خواهند بود اگر والدین دست از حمایت های بیش از اندازشان بردارند و این شانس را به کودکان بدهند تا خودشان را بشناسند و پیدا کنند و آن ها را به سمت فعالیت های خاص و از پیش تعیین شده، هل ندهند.
متاسفانه، تربیت فرزندان بر اساس الگوهای از پیش تعیین شده که توسط جامعه و دانشگاه بر والدین تحمیل می شود، منجر به این شده که امروزه دانش آموزان فرصتی برای شاد بودن و بازی کردن نداشته باشند، چون برای تمام زمانهای خالی آنها از قبل برنامه ریزی شده است. تکالیف ، کلاسها و فعالیت های مختلف که به زعم والدین برای ساختن آینده آن ها بسیار مفید است.
بعد از مدرسه، اولین سئوالی که از کودکان پرسیده میشود درباره تکالیف و نمراتشان است و بدنبال آن افتخار والدین صرفاً به دلیل کسب نمره A که موجب ایجاد این احساس در کودکان می شود که آن ها بدون قید و شرط شایسته دوست داشته شدن نیستند. زمانیکه آنها به سن دبیرستان می رسند، از نفس افتاده و عصبی خواهند بود و اضطراب زیادی خواهند داشت که آیا فعالیت هایشان، برای پذیرفته شدن در کالج های درجه یک مناسب و کافی بوده یا خیر و این در حالی است که تمام دغدغه والدین، نه رسیدگی به وضعیت روحی بچه ها ، بلکه یافتن کالج مناسب برای آن هاست. با توجه و حمایت های بیش از حد، فرزندانتان را از تجربیات نو و کشف چیزهای جدید که برای بالا بردن اعتماد به نفسشان بسیار حیاتی است محروم و مانع از آن میشویم که آن ها به شیوه خودشان فکر کنند، تصمیم بگیرند، سعی کنند که آن را عملی کنند و به دیگران کمک کنند ، رویا پردازی و کسب تجربه کنند. این به معنی رها کردن کودکان، در سیر رشدشان نیست بلکه اگر والدین به درک درستی از عبارت "اهداف و دستاوردهای کودکی کردن" برسند، دیگر خود را درگیر تعاریف بسیار سطحی از موفقیت، آن چه جامعه و دانشگاهها میخواهند نخواهند کرد و به جای تمرکز روی موفقیت های کوتاه مدت، توجه خود را به شناخت کودکان ، عادت ها و وضعیت ذهن آگاهی آن ها معطوف می کنند. و قسمت غم انگیز ماجرا این هست که با این روش تربیتی ، حتی اگر فرزندان دستاوردی هم داشته باشند، این دستاورد که با دخالت مستقیم والدین در تمام مراحل تحصیل و رشدشان بدست آمده، به جای افزایش اعتماد به نفس شان، باعث انتقال این پیام به آنها می شود که: "تو بدون کمک و حمایت ما به هیچ یک از اینها دست نمی یافتی!" و این پیام باعث می شود آنها هرگز احساس مفید بودن نداشته باشند، زیرا این حس زمانی ایجاد میشود که فرد نتیجه بیرونی فعالیت های خود را ببیند، نه فعالیت های والدینش را ! واقعیت این است که موفقیت های واقعی و حرفه ای که همه والدین برای فرزندانشان می خواهند، که همان افزایش ذهن آگاهی، اعتماد به نفس و توانایی تعامل با دیگران است . در اثر شرکت در فعالیت های گروهی و با نهادینه شدن طرز تفکر که : "چطور من میتوانم در زندگی اجتماعی برای اطرافیانم مفید باشم" حامل میشود.
دومین یافته مطالعاتی مهم دانشگاه هاروارد این است که: " شادی در اثرعشق ایجاد میشود." نه عشق به کار بلکه عشق به انسان ها!
آموزش های کودکی باید به کودکان یاد بدهد که چطور دیگران را دوست داشته باشند، و تا زمانیکه کودکان خودشان را شایسته دوست داشته شدن ندانند قادر به دادن عشق بی قید و شرط به دیگران نخواهند بود.
برخلاف آنچه معتبرترین کالج های دنیا از فرزندان شما انتظار دارند، ما باور داریم که برای شاد و موفق بودن در زندگی نیازی به ورود به کالج های درجه یک نیست. انسان های شاد و موفق دارای اعتماد به نفس قوی هستند و در ارتباطات اجتماعی و روابط عمومی خود بسیار موفق عمل میکنند.
از این پس وقتی فرزندانتان از مدرسه به خانه برمیگردند، به جای تمرکز بر نمراتشان ، ابزار تکنولوژی و تلفن هایتان را کنار بگذارید، در چشمانشان خیره شوید و بگذارید که آن ها حس کنند که چقدر از دیدنشان بعد از چندین ساعت، خوشحال هستید.
بعد از آنها درباره اینکه روزشان را چطور گذراندند و اینکه چه حسی داشتند سئوال کنید، باید همه تلاشتان را بکنید تا آن ها متوجه شوند که شما به خاطر خودشان دوستشان دارید نه هیچ عامل خارجی دیگر!
کلام آخر اینکه : همواره به یاد داشته باشید که فرزندان شما درخت نیستند که آن ها را با معیارهای جامعه و با تشخیص و صلاحدید خودتان هوس کنید! آن ها گل های خودرو هستند از گونه های عجیب، متفاوت و ناشناخته.
وظیفه شما فراهم آوردن بستر مناسب برای آن ها با توجه به نیازها و شرایطشان است تا با آزادی کامل محیط پیرامون خود را کشف کنند و براساس ادراک خود با اطرافشان ارتباط برقرار کنند و از آموخته ها و کشفیات شان در زندگی استفاده کنند.
Prev Next
نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.